/ مقاله / فرهنگ یزدی زیربنای تفكرگفتگوی تمدن ها

/ مقاله / فرهنگ یزدی زیربنای تفكرگفتگوی تمدن ها
مقاله وحيدرضا خباززاده يزدي -  یزد از دیدگاه تاریخی اثری کهن با فرهنگی ژرف و گران سنگ است. این شهر خاستگاه تمدن ایرانی اسلامی و ماوای بزرگ مردانی اندیشمند و فرهنگ پرور است که در طی دوران پرفراز و نشیب ایران زمین اندک اندک فرهنگ و تاریخ خود را ساخته و آن را در قفسه سینه پر مهر مردمان سخت کوش، پرتلاش، نیک اندیش و مهرورز خود به امانت گذاشته اند. یزدیان مهرورزی را در عمل و نه در نوشتار و بخشنامه! از عهد باستان با فرهنگ خود آمیخته با آن زندگی کرده و تا به امروز آن را پاس داشته اند. مهرجرد، مهریز، مهرپادین، مهرآباد و ... که نام شهرها و آبادی های امروز یزد است سند مهرورزی یزدیان از گذشته های دور است. در کمتر قوم و ملتی اینقدر به مهر که همان محبت، نجابت، روشنایی و انرژی (تلاش) است توجه شده است.
 ظلم ستیزی یزدیان از دیرباز در تاریخ ثبت و ضبط گرديده، یزدی همراه با نجابت، همواره شجاعتی مثال زدنی داشته است. در گذشته های دور در مقابل هجوم مغولان و تیمور لنگ بیشترین مقاومت را ازخودنشان داده  و کمترین تخریب را متحمل گرديده و فرهنگ بیگانه ناشی از تهاجم، کمترین تاثیر را در این شهر داشته است به طوریکه نام چنگیز و تیمور در شهر ما به تعداد انگشتان دست هم نمی توان یافت و این نشانه گریز یزدیان از فرهنگ بیگانه و وارداتی است. محمود افغان پس از فتح اصفهان نتوانست به این شهر دست درازی کند و مشهور است كه از این بابت عاقبت کارش به جنون کشیده شد.
 در این مقاومت خردمندانه و شجاعانه، یزدیان کمترین هزینه را پرداخت کردند و بالاخره حریف مهاجم را خلع سلاح نمودند، و چنان عمل کردند که این شهر نه فقط تنها شهر مقاوم در برابر افغان ها بود بلکه تنها شهر دموکراتیک و مبتنی بر جامعه مدنی در مقابل ظلم و جور این سلطان مهاجم را تصويركردند. عجیب است این نوع فرهنگ برخورد با دشمن هنوز در قاطبه یزدیان وجود دارد.
 یزدی حریف کینه توز را با آرامش، متانت و خرد از میدان به در می کند نه با ناسزا و بد دهنی و غوغا سالاری و این ریشه در تمدن دیرین ایرانیان دارد. از طرف دیگر در میدان دفاع یزدیان بیشترین حضور را داشته که نمونه آن مشارکت شجاعانه جوانان یزدی در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی است.
 در عصر انقلاب، یزد دومین شهری بود که پس از تبریز در مقابل ظلم طاغوت علناً قد برافراشت و خردمندانه و گام به گام انقلاب را همراهی نمود. حرکت شجاعانه مردم این شهر در ادوار مختلف تاریخ و انقلاب اسلامی زبانزد بوده است به طوریکه حضرت امام (ره) یزد را سرمشق سایر بلاد نامیدند.                                                                                
 در برهه های حساس، یزدی نظام مند و مدیریت شده در صحنه حاضر بوده است. تبعیت از رهبري بزرگان در مبارزات خردمندانه یکی دیگر از شاخصه های این مردم است. شاید مبارزات مدیریت شده مردم یزد در عصر انقلاب تحت رهبری شهید آيت ا... صدوقی (ره) و پس از ايشان با راهنمائی حضرت آیت الله خاتمی (ره) در کمتر شهر و استانی دیده شده است.
 سمبل تلاش و سازندگی است مبارزه با ظلم بی امان طبیعت در این شهر و مقاومت این شهر در برابر بی مهری کویر، بهت انگیز است به طوریکه تازه واردان به یزد را شگفت زده می کند سرسبزئی شبیه شهرهای پر باران! امنیتی دیرپا، از قدیم (به طوریکه کاپیتن کریستی که در سال1810 میلادی از یزد دیدن کرده است امنیت این شهر را ستوده است)  حضور بیش از 2500 کارخانه و مرکز تولیدی صنعتی در شهر، کمترین نرخ بیکاری و کمترین نرخ جرم و جنایت در این منطقه همه از عمق فرهنگ و حضور تمدنی ریشه دار در این شهر حكايت دارد.
 در ابتدای عصر تجدد در ایران معروف بوده است که می گفتند «در زندان یزد یک نفر زندانی بوده است آن هم یزدی نبوده است». و جالب اینکه در حال حاضر نیز اکثریت زندانیان در این استان غیر یزدی هستند.
یزدیان نه تنها در شهر خود منشاء سازندگی و آبادانی بوده اند بلکه سایر شهرهای کشور را نیز از این فرهنگ بهره مند ساخته اند و ایرانیان، یزدیها را مردمی پرتلاش و صادق می دانند. یزدیان حتی درسایر کشورها موفق عمل کرده اند و هم اکنون دانشمندان، تجار و هنرمندان یزدی در اکثر کشورهاي جهان حضور فعال دارند. ضرب المثلی می گوید «یزدی همه جا پیدا می شود جز در جهنم».
زندگی مسالمت آمیز یزدیان با ادیان مختلف مثل زرتشتیان در طول تاریخ بی نظیر است و هیچگاه تعرضی از سوی یزدیان به هم وطنان زرتشتی گزارش نشده است احترام به دگراندیشان همواره در فرهنگ یزدی وجود داشته است تا آنجا که رئیس جمهور اسبق تاریخ ساز یزدی کشورمان شعار «زنده باد مخالف من» را برای اولین بار در صحنه سیاست کشور بیان نمود.
 یزدی همواره موانع را با اندیشه، تفکر، خردورزی و مهرورزی و دوراندیشی و برنامه ریزی و آرامش با کمترین هزینه از پیش پا بر می دارد و با این روش همواره در طول تاریخ موفق بوده و خواهد بود و این فرهنگ اصیل و ماندنی و تمدنی درخشان است، فرهنگی آمیخته با عبودیت یعنی «دارالعباده» و آمیخته با دانائی یعنی «دارالعلم» منسوب به یزد و یزدیان است.
 بنا به اصول علمی و خدشه ناپذیر آنتروپولوژیک، فرهنگ ها و سنت ها را فقط مردم می نگارند و حفظ می کنند نه تاریخ نویسان. فرهنگ با دستور و بخشنامه و نامه نه به وجود آمده است و نه از بین خواهد رفت، فرهنگ اصیل در دورانی طولانی توسط مردم و با زعامت اندیشمندان متولد می شود و نسل به نسل تکامل یافته محافظت و منتقل می شود و در برهه ای میوه شیرین و بارور شده خود را به نسلی خوش شانس عرضه می دارد.
 گفتگوی تمدن ها بر آینه پیراسته شده این فرهنگ ایرانی- اسلامی است که فرهنگ یزدی شاخصه بارز آن است. این اندیشه توسط نسلی از یزدیان نیک نهاد و به قول حضرت امام «ره» توسط «فرزند فاضل ودانشمند» ایران زمین در این برهه حساس و زمان زوال فرهنگ ها و تمدن ها به جهانیان عرضه گردیده است. گفتگوی تمدن ها یک، عبارت خلق الساعه در یک سخنرانی نبود که از خاطره ها برود بلکه هم اکنون جزء ادبیات رهبران نیک اندیش جهان گردیده و مطمئناً در آینده زبان مشترک مصلحان جهان خواهد شد.
هرچند در کشورمان این اندیشه در چند سال اخیر به دلایلی مورد بی مهری قرار گرفته است ولیکن چون این تفکر در فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی که نمونه دست چین شده آن فرهنگ اصیل یزدی ریشه دارد و بر اصولی چون مهرورزی، درایت، اصالت و دیانت بنا شده است، هیچگاه از بین نخواهد رفت بلکه این تفکر روز به روز در ابعاد مختلف متجلی می گردد و بی شک می توان فرهنگ یزدی را زیربنای تفکر گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها دانست.