چرا درمحلات قديم جريان زندگي كند شده است ؟ ؟؟

چرا درمحلات قديم جريان زندگي كند شده است ؟ ؟؟
در جلسه یکصدو هشتاد و دومین جلسه سومین دوره شورای اسلامی شهر یزد مطرح گردید.
 قسمت قابل توجه اي از شهر يزد درناحيه تاريخي قراردارد ومردم اين قسمت از شهر با مشكلات فراواني دست وپنجه نرم مي كنند . بعنوان مثال عبور ومرور با وسايل نقليه ي امروزي ، حمل مصالح ، ورود اورژانس وآتش نشاني به معابر كم عرض سخت وناممكن است. آيا پويايي وبالندگي بافت قديم نياز به ساخت وساز ندارد ؟ اگر آن پيرمرد ويا پيرزن كه ساكن وعامل اصلي حفظ بافت تاريخي است دچار عارضه قلبي شود آيا بايد از فوريت هاي پزشكي محروم باشد ؟ جان افراد و مؤمنين عزيز تراست يا حفظ مخروبه هايي كه بنام ميراث فرهنگي عرصه را برساكنين تنگ كرده است ؟
   هزاران متر زمين درمحلات قديم وجود دارد كه با توجه به وجود امكاناتي از قبيل آب ، برق ،‌تلفن وگاز وهمجواري با معابر اصلي ودسترسي به واحدهاي تجاري براي رفع نياز ساكنين، بايد ازمرغوبيت بالايي برخوردار باشد اما شرايط حاكم براين محلات باعث شده كمتر كسي رغبت نمايد ازاين زمين ها وخانه ها استفاده كند ودرنتيجه بهترين مكان ها تبديل به مخروبه ، زباله داني ومناطق جرم خيز شده است . مابا حفظ آثار تاريخي ارزشمند مخالف نيستيم اما آنچه امروز درحال وقوع است اصلاً وابداً چنين چيزي نيست بلكه جلوگيري از ساخت وساز وحفظ بيغوله ها ومخالفت با جريان حياط وزندگي دربافت تاريخي است .امروز عده اي درزير لواي نام زيبا ودلنشين حفظ ميراث فرهنگي موجبات رنج وعذاب مردم اين بخش از شهر را فراهم كرده اند به راستي كساني را كه با ديدگاه افراطي خود صدها مشكل براي مردم بزرگوار محلات قديمي ايجاد كرده ودلخوش كرده اند كه حافظ بافت تاريخي هستند ، مي توان خشت پرست ناميد كه از نتايج اعمال خود غافل هستند.
واما چرا اين وضعيت ايجاد شده است ؟ برخي از دلايل را به صورت مختصر مي توان به شرح ذيل نام برد :
1- ثبت حدود هفتصدهكتار از شهر به عنوان بافت تاريخي وتدوين ضوابط طرح تفصيلي با ديدگاه يك جانبه وغفلت از تقدم مصلحت مردم بر خشت وگل . اميدواريم درطرح تفصيلي جديد كه درحال تدوين است ديدگاه انسان محوربر ديدگاه ميراث محور غالب باشد ورعايت عدل وانصاف بشود .
2- تفسير افراطي از ضوابط طرح تفصيلي توسط بعضي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي . درطرح تفصيلي اجازه داده شده درصورت ضرورت حتي بناهايي مثل ساباط تخريب شود اما با وجود ضرورت وبالاتر ازآن (يعني اضطرار) سازمان ميراث فرهنگي از مخروبه ها محافظت مي كند وجهت اقدامات عمراني بنحو كافي ومؤثر موافقت نمي كند . اميدواريم اين عزيزان با تغيير نگرش خود، زمينه بي عدالتي از مردم عزيز اين مناطق را فراهم نمايند .
3- استفاده نكردن شهرداري از تمام امكانات وفرصت هاي قانوني. شهرداري ميتواند با استفاده از مواد قانوني مربوط به زمين ها ومخروبه هاي مزاحم شهري ونيز جلوگيري ازفعاليتهاي عمراني كم تأثير ميراث فرهنگي (درصورتي كه بدون اخذ پروانه باشد ) به منظور سوق دادن آن سازمان به تعامل بيشتر با شهرداري وموافقت با اقدامات عمراني تأثيرگذار، نقش بيشتري دررفع مشكلات مردم داشته باشد .
   اميد آنكه مسئولين ذيربط با عزمي جدي درحل مشكلات مردم نجيب وخونگرم اين مناطق اقدامات مفيد ومؤثري انجام دهند .