سخنان پيش از دستور

سخنان پيش از دستور
بسمه تعالي
 سخنان پيش از دستور عضو شوراي اسلامي شهر يزد درسيصد و هشتمين جلسه شوراي اسلامي شهر 
   از بس حاج آقا حرزاده درباره برگ تربچه وتره هايش گفت هوس كردم سري به طوافي ايشان بزنم هم نظري وگذري بر برگ تربچه هاي معروفش بيندازم وهم تره هاي خرد ناشدنيش را ببينم .
   تبليغاتش بر كيفيت كالاهايش خيلي مي چربيد .
   برگ تربچه هايي كه مي گفت شهردار بيشتر از شورا برايش ارزش گذاري كرده وتره هايي كه مي گويد آنقدر با كيفيت است كه شهردار عليرغم مودتي كه با شورانشينان دارد حاضر نيست براي آنها اين تره ها را خرد كند هردو پلاسيده وپوسيده وبه درد نخور بود . نمي دانم حاج آقا را توهم برداشته يا شهردار محترم جنس ناشناس است ياكارشناسان خبره شهرداري باز هم بدقيمت گذاري كرده اند ياعوض ومعوض راهمزمان ارزش گذاري نكرده اند يا شورائيان هم مانند اين دوسبزي پلاسيده ارزش خود را از دست داده اند .
   دردسرتان ندهم تربچه ها و تره ها به حدي به درد نخور بود كه فقط وفقط به درد كارخانه كمپوست ميخورد تا بلكه به كود تبديل شود . نوميدانه درحال ترك طوافي بودم كه درانتهاي مغازه پر متاع حاج آقا چشمم به غلافهاي تروتازه لوبيا افتاد گفتم نكند حاج آقا به بهانه برگ تربچه وتره مي خواهد لوبياها را بنماياند محو تماشاي لوبياها بودم كه خرافه به سراغم آمد گفتم ميشه اين لوبياها از اعقاب لوبياي سحرآميزي باشند كه جناب جك از آن بالا رفت ومادرش از آن پائين لوبيا را آب مي داد ودر سايه همين سقايت چنگ سحرآميزرا ربود وبا نواختن آن مرغ تخم طلا را مسحور خود كرد تا به همه چيز برسد ورسيد وپس از بازگشت جك ناجوانمرد بخاطر اينكه دست غول بيچاره نتواند حق خود را باز ستاند با تبر قولچماق خود درخت لوبيا را از ساقه بريد وخرد كرد وغول را با سر به زمين سرنگون نمود .
   به خود آمدم وگفتم اگراين لوبيا از آن لوبياها باشد جك پهلوان مي تواند از آن بالا رفته ويزد را رصد كند وبا نگاه لطف واحسان درراه شيري بلوارآزادگان ، خليج فارس را بيابد كه مانند مجتمع ستاره مقابل شهرداري مي درخشد واقمار نظام مهندسي نيز درمقابل آن يانگوم وار زانو زده وگاه به دور آن مي چرخند تا بلكه افتخار چاكري اين خليج بي آب را به دست آورند .
   عجب كشفي بود اين كشف .
   اصلاً جك مي تواند ازآن بالا به گوشه هاي ديگر اين نقشه گربه سان بنگرد تا شايد در ديگر بلديه ها چنين درختي بدون جك روئيده باشد وآنگاه با جك شوراي آن بلديه به بالاي آن رفته وبا نواي چنگ مرموز خود مرغ بيچاره را به گذاشتن تخم مشاركتي وادار كند وبعد هم غول را از پا درآورد حال مي خواهد اين غول از نوع بي شاخ ودمش باشد يا غول خرمشهري يا غول آباداني فرق نمي كند بايد اين غول را از پا درآورد البته همه اينها به مدد آبرساني مناسب شورائيان مادرمنش شدني است ولاغير .
   تا درخت لوبيا پا برجاست از آن جدا شوم وبه اصل مطلب بپردازم . مادربزرگي داشتم كه هر وقت مي خواستم دركاري شريك شوم هميشه مي گفت : سيدعلي يادت باشد ديگ مشاركتي وشريكي هيچوقت به بجوش نخواهد آمد خودت را به زحمت نينداز ، ننه رحمت خدا شاملت باد كه آنچه تو فهميدي ما شورائيان هنوز عاجز از درك آنيم مگر نه اينكه درتاريخ 26/1/88 قرارداد مشاركت طالقاني با جهادنصر از طرف شهرداري ابلاغ شد وباصطلاح ديگ شريكي روي بار رفت واينك عليرغم هيزم ابلاغ واخطارها از طرف جهادنصر چاله اي كنده شد كه امروزي ها به آن گودبرداري مي گويند ونه تنها ديگ جوش نيامد بلكه سردتر هم شده است شايد مبتلا به نفرين سازمان همياري شهرداري هاي  استان شده باشد بهر صورت به خودم ميگم نكند اين چاله همان چاله اي است كه اگر درآن افتادي برون رفت از آن كار هركس وناكس نيست واين مشاركت براي مردم شهر به جاي خاله،چاله شده باشد خداكند مارا خواب نبرد و28 ميليارد مشاركت را آب .
   اما كارخانه كمپوست هم به لطف تحقيقات وبررسيهاي شوراي دوم ودنباله رويها وپيگيري هاي شوراي سوم وزحمات و برنامه ريزي هاي شهردار محترم وتكنولوژي من درآوردي كارخانه تراكتورسازي تبريز استفاده ابزاري از شركت بيچاره و بي خبر GMC كره جنوبي كه سالهاست ورشكسته شده ومطالعات انديشمندانه مشاورين گران مثله آشغال وزباله را يك جا به دستگاههاي كارخانه مي دهيم وبا كلي هزينه وبه كارگيري متخصصين وكارگران ماهر ونيمه ماهر وساده زباله ها را به پنج قسمت جداگانه درپنج نقطه مجزا تقسيم مي كنيم ودرانتها با تأمل يك ماهه با هزار مكافات آشغالهاي از هم جدا شده را به مصداق ما براي وصل كردن آمديم ني براي فصل كردن آمديم دوباره به هم  مي رسانيم و بار مي زنيم وبه صحرا مي بريم دفن مي كنيم وبراي پولهاي حرام شده فاتحه وبراي دست اندركاران آن طلب مغفرت مي كنيم ولي درمجموع اصل عمل كار بدي نيست هم ايجاد اشتغال كرده ايم هم حداقل چند شركت اقماري وابسته ومادر را از ورشكستگي نجات داده ايم ونگذاشتيم چرخ اقتصاد ايران وكره بخوابد اصلاً ممكن است مشكل از تكنولوژي نباشد بلكه وارونه بهره برداري مي كنيم شايد اين تكنولوژي تبديل كود به زباله است كه ما بيهوده مي خواهيم با آن زباله به كود تبديل كنيم . دلم هم گفت :
   اصلاً اين كار جواب نداد الحمدا ... بحث مديريت آسفالت يا همان PM.C كه دانشكده علم وصنعت چندسالي است بر روي آن كار مي كند وقتي جواب داد خواهي ديد چه مي شود بايد صبر پيشه كني وترانه دلنواز بزك نمير بهار مياد كمبزه با خيار مياد زمزمه كني واگر اين گونه مطالعات دير مي آيد به علت فراواني مطالعات واگذاري خودمان به جناب دكتر ميرصادقي علم وصنعتي است مگر بيچاره با يك دست چند هندوانه بردارد آنهم هندوانه نوعاً دويست وبيست ميليون ريالي ازمشاوره پروژه هاي مشاركتي مديريت ساماندهي ترافيك ومطالعه فاز 1و2چهارراه معلم وسه راه حكيميان ، نظارت چهارراه معلم وچند قرارداد با سازمان عمران . بهر صورت بيچاره پل معلم را بپايد يا PM.C يا ...... انصاف هم خوب چيزي است .
   بحث بعد اينكه بايد به دفع آبهاي سطحي بصورت عمقي نگريست اگر با اندك نزولات آسماني شاهد درياچه هاي آب درسطح شهر ميشويم نبايد دستپاچه شد وپول مردم را صرف كندن چاه وهدايت آبهاي سطحي كرد مگر نه اينكه مي توانيم با استفاده از انرژي لايزال خورشيدي وچند روز تأمل آن را درهمان محل به بخار تبديل كنيم وبدون دستكاري به چرخه طبيعت برگردانيم . بحث بعد چرا بايد باحلم و رأفت مطالعات بي ثمر علم وصنعت را دركمدهاي بايگاني براي خوردن خاك بفرستيم انصاف كجاست مگر داخل كمدهاي بايگاني چقدر خاك وجود دارد كه اين همه طرح براي خوردن خاكها گسيل مي كنيم چند نفر با يك نفر اما وصد اما .
   چهل روز ديگر به اسفند نمانده بايد براي اينگونه اقدامات خود آن را دود كنيم ودرسايه همين اسفند دود شده عوارض وبودجه رونويسي شده بي سمت وسوي بلديه را با جنگ وجدل ومجادله وبعضاً مبادله دركنار آن مجمر آتشين اسفند سوز به تصويب برسانيم و تبارك ا... واحسنت بخود بگوئيم واسفند را اعم از اينكه سي روز باشد يا 29 روز براي رفع چشم زخم دود كنيم و با ورد وان يكاد برفراز كنيم و در فضاي دود آلود اسفند معاملات وتهاترات عجيب وغريب ارسالي از بلديه را با احساس تكليف كردن پاره اي از اعضاء بدون پرس وسؤال تصويب كنيم .
   اصلاً مگه ما نكير ومنكريم كه براي بودجه واصلاحيه بودجه سؤالات عجيب وغريب بكنيم آخرش هم بعد از همه مجادلات ومبادلات بدون كم وكاست آن را بايد بصورت كامل تصويب كنيم وزبانم لال اگر كسي هم نازك دل بود دلش سوخت وبرشته دل لب گشود واصلاحيه بودجه پايان سال را مورد پرسش قرارداد لبانش را به هم ميدوزيم و ميگوئيم مگرچه اشكال دارد كه ما بخواهيم بودجه سازي كنيم مگر چه اشكال دارد حال كه شهرداري در طول 350روز بودجه خودرا نتوانسته محقق كند دراين 15 روز مابقي بخواهد بودجه خودرا محقق كند چرا عده اي نمي گذارند كمكش كنيم مگر وظيفه شورا كمك به شهرداري نيست ما ميخواهيم دراين چند روز بودجه مصوب را محقق كند ما آب ونان شورا برخود حرام كرده ايم تا الكي الكي بودجه را از الك مماشات بگذرانيم تا مردم شهر به حق خودبرسند به هرترتيب هركس رستاخيزي فكر نكند بايد برود دنبال كارش ومزاحم نشود وبا قال وقيل وهيجان وچاشني تكليف واحساس مسئوليت نفس كش بطلبيم .
   ما هم كه عقبيم . حرفهاي اسفند 87 را به جاي اسفند 88 واگو مي كنيم .
  اما اگر بحث نظارت تصويري ترافيك پس از سه سال هنوز اجراء نشده حكمت دارد يعني چه كه ما با دوربين به ترافيك وداخل اتومبيل ها سرك بكشيم چه دليلي دارد يواشكي به ترافيك نگاه كنيم وخلق ا... را درحال رانندگي از دور نظاره كنيم مگر لا تجسسو وواجتنبوا كثيرا من الظن را نشنيده ايم ونخوانده ايم . آرامش خاطر وامنيت ترافيكي رانندگان چه مي شود موج سبز ترافيكي هم كه قرار بود از چهارراه مهديه تا خيابان مهدي صورت مي گيرد هم تكليفش معلوم است با توجه به وضعيت ترافيكي فعلي به اين گونه امواج احتياج نداريم وما خودمان موجيم كه آسودگي ما صفت ماست . سامانه 137 هم كه چون شورباي بدون گوشت وچربي بي خاصيت مي جوشد ومي خروشد نه شكم را سير ميكند ونه شفا مي دهد مخصوصاً اگر به سبزي هاي قبل الاشاره مزين شده باشد . معبر نمونه ترافيكي كه قرار بود از آزادي تا بهشتي ادامه يابد را فعلاً رهايش كنيم واز آزادي تا جناب عظيمي نيا بپردازيم كه اين معبر با اقدامات الكي الكي آنچنان سردويخ زده كرده ايم كه اگر با زنجير چرخ بر روي آن ره نپوئيم سرخوردنمان حتمي است وشايد به جايي برسيم كه پيچ بپيچد وما نپيچيم وبر اعضاء نمكين شورا است كه اين مسير يخ زده را با نمك پاشي هاي بي وقت وبا وقت خود قابل عبور نمايند .
   اما پنجشنبه بازار هم كه به آشفته بازار بدل شده والحمدا... مصوبات شورا هم درب كوزه پنجشنبه بازار گذاشته شده تا مورچه هاي فضول به داخل آن سرك نكشند ونبينند چه آشفته بازاري است دراين پنجشنبه بازار .
   وقت ضيق وهوا سراسر ميغ ومصوبات شورا بر سيخ وچشم غره ها چون تيغ هول برداشتم گفتم بحث كشتارگاه و مشيرالممالك عدم تحقق بودجه وپول وام چند ميلياردي چهارراه معلم ونهضت آسفالت وعدم تحقق بودجه ورسيدگي به پاركهاي درون محله اي وصرف محض عوارض پاركينگ درپاركينگ وباسكول دهقان وپاركينگ ملا اسماعيل وده ها مورد ديگر بماند وقت ديگر .