از اوضاع فرهنگی بازار چه خبر؟

از اوضاع فرهنگی بازار چه خبر؟
این روزها اوضاع اقتصادی بازار توجه همه را به خود جلب کرده است اما اوضاع فرهنگی آن چطور؟
واقعیت آن است که اوضاع فرهنگی بازار از جهت توجه و عدم توجه به آن همیشه به دو گونه بوده است.
گونه اول که توجه به اوضاع فرهنگی بازار است شامل حال دو گروه متضاد می شود. یکی مردم متدین و نخبگان متعهد که نسبت به تاثیر اوضاع فرهنگی بازار بر کل جامعه اذعان دارند و نسبت به آن حساس هستند گروه دوم دشمنان اسلام و این مرز و بوم که آنها بخوبی از نقش فرهنگی بازار آگاه هستند و حداکثر استفاده از آن را می برند.
و اما گونه دوم که عدم توجه نسبت به مسائل فرهنگی بازار است صرفاً شامل حال افراد غافل و غیر مغرض است این افراد در اثر گرفتاری به زندگی روزمره و آگاه نبودن نسبت به مسائل فرهنگی یا آنرا کم اهمیت   می دانند یا فرصت فکر کردن به آن را ندارند. متاسفانه جریان حاکم بر اداره امور مربوط به بازار در کشور ما از این دست است.
اگر سمت و سوی مسائل فرهنگی بازار را مد نظر قرار دهیم متوجه می شویم چگونه این غفلت و بی توجهی میدان را برای دشمنان و مغرضان باز گذاشته است تا بتوانند نقشه های شوم خود را پیاده کنند به این نمونه ها توجه کنید:
1.      تولید و عرضه انبوه مانتوهای جلف و مغایر با آموزه های اسلامی و حتی واردات فراوان این مانتو ها از چین
2.      تولید، واردات و عرضه ی لباس های مردانه با آرم ها و نوشته های غیر اخلاقی و گروه های انحرافی
3.       واردات اقلامی مانند گردنبند، دستبند و .... با مضامین انحرافی (خوب است بدانید مقداری از این اقلام مانند صلیب و غیر آن از واتیکان وارد ایران می شود!)
4.      ورود برخی اصناف جدید از غرب به ایران (مانند کافی شاپ، فست فود و .... که این موارد هم معماری غربی و هم سبک زندگی غربی را با خود وارد کرده است)
5.      تبلیغ کالا به سبک غرب و ایجاد روحیه ی مصرف گرایی به جای زهد و قناعت
6.       استفاده از نام ها و حتی حروف غیر فارسی و بیگانه در نام کالاها، شرکت ها و مغازه ها ( از آنجا که خط و زبان یکی از مولفه های هویت ملی است آسیب دیدن آن از اهمیت زیادی برخوردار است.)
7.      استفاده ابزاری ازتصویر زن در بسته بندی و تبلیغ برخی کالاها مانند لوازم بهداشتی تولید داخل
8.      وجود ربا، کم فروشی، گران فروشی، و فریبکاری در برخی معاملات
9.      عدم آگاهی نسبت به احکام شرعی اسلام در زمینه ی معاملات و عدم پایبندی به آنها در قشری از بازار ( بیگانگی، نسبت به این امور در نسل جوان-هنگام کسب و کار- بیشتر ملاحظه می شود.)
10. تبدیل شدن برخی مجتمع های تجاری به به جولانگاه افراد بدپوشش و متظاهر به سبک زندگی غیر اسلامی ( گاهی حتی فروشندگان)
11. استفاده از فروشنده دختر با آرایش و خودنمایی جهت جلب مشتری در بسیاری از مغازه ها، فروشگاههای بزرگ و شرکتها
12. حذف مردان که نان آور خانواده هستند و جایگزین کردن زنان (مجرد و غیر مجرد) به جای آنان معمولاً با انگیزه ی پرداخت حقوق کمتر یا برخی سوء استفاده های دیگر( لازم است توجه داشته باشید در جوامعی که فرصت شغلی کمتر از حدنیاز است اولویت با نان آور اصلی خانواده است.)
13. انتقال پیام های فرهنگی خاص و جهت دار توسط افراد مجهول ( به عنوان نمونه ناگهان بازار پر می شود از علائم و نقش هایی که مربوط به دوران ایران قبل از اسلام می باشد؛ پارچه های مبلی، بدنه بخاری ها، نقش سینی ها، سفره های یکبار مصرف، برچسب خودروها، جلد دفترچه ها و ده ها کالای دیگر که این نقوش را دارند. آیا تولید کننده پارچه ی مبل با بخاری یکی است؟! قطعاً یکی نیست اما یک دست مرموزی به همه این تولیدات جهت دهی می کند. هدف چیست؟ چرا در بین نقوش مربوط به ایران باستان علامت «فروهر» که تصویر خدای زرتشتیان و علامت خاص آنها است محوریت دارد؟! چرا سایر علائم بر جسته نمی شود؟ چرا نشانی از شکوه امپراطوری ایران در قرن چهارم بعد از اسلام نیست؟!)
این نمونه ها که ذکر شد و موارد دیگری که ذکر نشد معضلات فرهنگی بازار امروز ما است . بدون شک این امور بر جنبه های فرهنگی ، دینی ، انقلابی و ملی ما اثر می گذارد امّا صد افسوس که مسئولان و متولیان امروز غافلند و دشمن بیدار و فریاد دلسوزان به جایی نمی رسد .
 چند سال است تلاش می شود تا مسئولین بازار استان متقاعد شوند که مسائل فرهنگی ، جزئی از وظایف شرعی وقانونی آنهاست امّا با مقاومت عجیبی مواجه می شویم.
براستی اگر برخی از دستگاه ها هیچ وظیفه ای جز تعیین قیمت و نظارت بر مسائل صنفی ندارند پس فرق بازار اسلامی و غیر اسلامی چیست ؟ چه تفاوتی میان ادارات در جمهوری اسلامی و غیر اسلامی است ؟
مدتّی پیش جلسه ای از سوی متولی اصلی امور بازار در استان پیرامون مسائل فرهنگی با دعوت از مسئولین اصناف مختلف و برخی دستگاه های فرهنگی تشکیل شد ابتدا روزنه ی امیدی پیدا شد که خدا را شکر مسئولین اصلی بازار پذیرفته اند که مسائل فرهنگی نیز جزئی از وظایف آن ها است امّا بعد معلوم شد این جلسه برای تذکر این نکته بوده است که: آنها وظیفه ای در این زمینه ندارند و نباید به حیطه ی امور فرهنگی وارد شوند بلکه این مهم وظیفه ی دیگر دستگاه ها خصوصاً ستاد امر به معروف است ؛ البته آمادگی همکاری دارند !
واقعاً جای شگفتی است ، نبض اصلی بازار دست یک دستگاه است و اصناف از او حرف شنوی دارند امّا اصلاح امور فرهنگی را از دستگاه هایی توقع داشته باشیم که هیچ اشرافیّتی بر تولید کننده ، وارد کننده و عرضه کننده ندارند .
به عنوان مثال آیا منطقی است اجازه دهید شهر پر از لوازم التحریر با تصاویر باربی آمریکایی ، مرد عنکبوتیِ شیطان پرست ، خواننده زن اروپایی و غیره شود، بعد توقع داشته باشید دستگاه دیگری مورد به مورد و مغازه به مغازه وارد عمل شود ؟!
آیا درست است اجازه دهید هزاران جین لباس مبتذل وارد و پوشش زنان و دختران ، متأثر از آن شود بعد توقع داشته باشید نیروی انتظامی نفر به نفر با افراد بدحجاب برخورد کند و دستگاه قضایی آنها را مجازات کند؟ آیا این شدنی است؟
اگر در سیاست گذاری ها ، نظارت ها ، تشویق ها و تنبیه های صنفی ، معیار های فرهنگی یکی از ملاک های اصلی باشد و فقط به امور مالی و مادی توجه نشود آنگاه معلوم می شود متولی اصلی بازار چه نقشی در زمینه مسائل فرهنگی دارد و چندان نیازی به سایر دستگاه ها نیست .
اصلی ترین استدلال متولیان امور بازار برای پرهیز سرسختانه از ورود در مسائل فرهنگی آن است که   «در کشور بین دستگاه ها تقسیم کار صورت گرفته است و مسائل فرهنگی در شرح وظایف ما نیست ».
این عزیزان توجه ندارند که امور فرهنگی بازار صرفاً پخش بروشور یا پلمپ کردن واحد متخلف نیست بلکه سیاست گذاری ها یی که بازار ما را به سمت بازار اسلامی سوق می دهد یا کنترل ها و نظارت هایی که از ابتدای پیدایش برخی ناهنجاری ها از آن جلوگیری کند بیشترین تأثیر را دارد.
به عنوان مثال اگر از ابتدای امر و قبل از آنکه مغازه های پوشاک فروشی مملو از مانتو های مبتذل شود یا لوازم التحریر فروشی ها پر از موارد ضد فرهنگی شود متولیان امر این امور را به موقع رصد کرده بودند و با توجیه اصناف مربوطه آنها را به سوی تهیه ی اقلام مناسب سوق داده بودند ؛ اکنون شرایط فرق می کرد (لازم به ذکر است یک وارد کننده مانتو که از تهران جنس می آورد می تواند مانتوی مناسب تهیه و وارد شهر کند ویا مانتوی نامناسب وارد کند ؛ اینجاست که نقش متولیان اصلی بازار در جهت دهی امور معلوم می شود ، نقشی که هرگز دستگاه دیگری نمی تواند انجام دهد .)
البته بعضی از امور عزم ملی می خواهد امّا این امر نمی تواند بهانه ای شود برای ترک وظیفه توسط مسئولین استانی .
مقام معظم رهبری در سال 87 در ابلاغ سیاست های کلی قانون برنامه برنامه پنجم توسعه اولین بخش را به امور فرهنگی اختصاص دادند و در بخش امور فرهنگی اولین مورد را مهندسی فرهنگی و پیوست فرهنگی برای فعالیت های مهم ذکر کردند ( بعداً مجلس، برنامه پنجم را تصویب و رئیس جمهور نیز آن را ابلاغ کرد )
مهندسی فرهنگی بازار باید توسط متولیان و مسئولان آن صورت گیرد نه سایر افراد یا سایر دستگاه ها .
مهندسی فرهنگی یعنی برنامه ریزی های کلان و خرد بازار در زمینه ی تولید ، واردات ، توزیع وعرضه باید جهت گیری فرهنگی داشته باشد و یا لااقل مغایرت با فرهنگ ایرانی اسلامی نداشته باشد .
پیوست فرهنگی یعنی آنکه در هنگام تصمیم گیری های اقتصادی و وضع ضوابط مربوط به بازارجنبه های فرهنگی را نیز مد نظر قرار دهیم.
امید آنکه این وظیفه ی خطیر مورد غفلت و بی مهری قرار نگیرد.  
 
    محمدمهدی حرزاده
مسئول دفترنهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های استان یزد